|
عاشق نشین...
دروازه عشق خیره سر می خواهد..مجنون صفتان در به در می خواهد.. |
|
|
|
۸/۸/۸۸
یعنی تو باور می کنی این تاریخ و مناسبتش کاملا اتفاقی اینقدر جالب به هم رسیدن؟! جای همه خالی.۴شنبه حرکت کردیم.با بچه های دانشگاه.۵شنبه رسیدیم.بعد از غسل زیارت تا فرداش حرم بودیم.چه روز مبارکی و چقدر خوش گذشت.امسال آقا حسابی سنگ تموم گذاشت.راستشو بخوای اصلا فکر نمی کردم برم.۳شنبه جور شد... حال و هوای حرم.شلوغی بی سابقش دیدنی بود.تا ۲شنبه مشهد بودیم.اینبار یه اتفاق بزرگ دیگه هم افتاد...توی حرم مشغول زیارت بودیم و با حسرت به جمعیتی که دستشو به زحمت به ضریح مطهر میرسوند نگاه می کردیم که یکی از خادما گفت نرید بیرون می خوان درو ببندند!!باور نمی کردم و از خوشحالی اشک میریختم...برای شستشوی حرم درو بستند و من اونجا بودم...توی اون شرایط کمتر کسی همچین سعادتی نصیبش شد.وقتی برای اولین بار که نه برای دومین بار توی زندگیت بعد از ۱۵-۱۶سال دستت به ضریح می خوره...فقط می لرزیدم و گریه می کردم.هیچ کاری.هیچ حرفی.این وسط فقط محبت و کرامت رد و بدل می شد...اون نوزادیو که آوردن به حرم و توی گوشش اذان گفتن و زیارت دادند...مرده ای که برای نماز آوردن.پیر مردی که ظهر وسط صحن تنها توی آفتاب روی زمین نشسته بود و گریه می کرد...عروس و دامادی که اومدن عقد کردند.همه صحنه های تکرار نشدنی هستند توی زندگی من و خیلی خوشحالم.خدا رو شکر می کنم. زیارت حضرا عبد العظیم.حضر فاطمه معصومه و مسجد جمکران زیر بارون هم قشنگ بود.امیدوارم همه حاجت روا شده باشند. التماس دعا... ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
چهارشنبه 1388/08/13ساعت 17:32 توسط ... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو طراح قالب |
ز عمر اگر طلبی بهره.عشق ورز ای دوست
که زندگانی بی عشق زندگانی نیست!!! ای ناله چه شد در دل او تاثیرت؟ کامشب نبود یک سر مو تاثیرت با غیر گذشت و سوخت جانم از رشک ای آه دل شکسته کو تاثیرت؟! |
|
|
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها:
|
|
RSS
|